تبلیغات
ستاره شناسی برای زوج های جوان جهت ازدواج - غیب شدن


ستاره شناسی برای زوج های جوان جهت ازدواج

آنیما, ماهیجا, کرهیما… ۱٫ ظهور قوه آنیماکه (عبارت از قوه ترکیب با ذرات هوا باشد یعنی از انظار غائب شدن.) ۲٫ ماهیجا-قوه انتشار در هوای محیط منبسط و پراکنده می شود. ۳٫ کرهیما-قوه مقاومت با جاذبه زمین یا تقلیل و دفع آن که انسان قادر می شود سبک شده در هوا بلند و سیر نماید مانند پرواز پرندگان. ۴٫ کودیما-تقویت و تأیید قوه جاذبه زمین یعنی سنگین تر شدن از وزن خود. ۵٫ یرات تی-قوه سرعت در زمین بدون انتشار یا جزو هوا شدن که طی الارض باشد.

بقیه ادامه مطلب ...
۶٫ پراکامیا – قوه ادراک آنی یعنی سرعت فهم و درک هر امری از امور که بخواهند ۷٫ اشتیا-خلاقیت خیال یعنی وجود خارجی دادن بهر چه خیال کنند. ۸٫ اشتیا-قوه ایجاد اطاعت در موجودات که هر چیز از محل خود حرکت کند بدون آنکه اعضاء یا اسباب عادی برای حرکت اجسام بکار رود. این بود فهرست و خلاصه اقتداراتی که انسان در نتیجه بیداری کند لینی به آن نائل می شود. در اینجا یک موضوع جذاب و فوق العاده دقیق دیگری است که در حقیقت اسرار و رموز بیدار شدن کند لیتی است و آثاری که از آن ظاهر می شود آشکار می دارد و فقط فهم آن محتاجبه تکرار مطالعه دقیق کند لینی است، که گفتیم معبر آن در آخر ستون فقرات ومدخل لوله مجوف موسوم به سوشومانا است، دارای تمام اوصاف جسمانی است یعنی هر تعریفی که درباره جسم صدق می کند مانند ابعاد سه گانه درباره آن نیز صادق است و جهات جسمانی آن نظیر همین عالمی است که ما در آن زندگانی می کنیم، اما همین که دوره بیداری آن رسید و داخل سوشومانا گردید تمام اوصاف جسمی خود را از دست می دهد و وارد بعد چهارم می شود که آنجا دیگر سه بعد هندسی طول عرض و عمق وجود ندارد و آثاری که از آن بظهور می رسد بکلی از مقیاس مادی و طبیعی و واحد جسمانی که میزان ادراک و سنجش ما است خارج می شود و متکی به هیچ قاعده های معروف نزد اهل علم و موازین عالمانه تناقض رف است زیرا یک آثار حیرت آور عظیم روشن ضمیری از آن بظهور می رسد وانسان را واجد اقتدارات هشتگانه بالامی نماید در صورتیکه نمی توان هیچگونه مؤثر و علتی را برای آن تصور نمود. نه اینکه تصور شود این آثار که به ظاهر نزد ما نوعی تناقض است منحصر بوجود کند لینی و آثار ظاهری آن باشد و بعد چهارم در سایر زندگانی نظیر نداشته باشد، فقط تفاوتی که دارد اینجا است که انسان به امور و حوادثی که هر روزه در مقابل چشمش واقع می شود مانوس می شود و دیگر از تناقض آن تعجبی ندارد و عادت و مانع توجه او نسبت به امور عجیبه است، مثلاً وقتی که ما با یک نظر کنجکاوانه و دقیق به موضوع تغذیه عمومی و نمو نباتات و تولد و تناسل عالم خود و عجائب آن که از معجزات عالم علم در این عصر است مینمائیم همین تناقص عجیب را نیز در آنجا به حس مشاهده خواهیم نمود، مثلاً چگونه می توان این امر را به تصور آورد که یک مقدار سیب زمینی، کلم، کاهو، حبوبات، بقولات یا میوه جات که اغذیه نباتی با یک قطعه گوشت طیور و سایر چرندگان حلال گوشت که اغذیه حیوانی است و امروز هر دو نوع آن بی روح و جان هستند فردا با یک حرکت مرموز و یک جابجا شدن اسرار انگیزی یک طفل زیبا و مطبوعی از آن بوجود می آید و تبدیل به یک شخص دارایتعین و تشخص می شود مثل یوسف، گلنار خاتون و منوچهر یا اینه اعضاء زنده و صاحب حس انسانی را بوجود می آورد آیا بر این تناقض این اعجاز چه محملی باید بست!! اما راجع به عمل تغذیه در جسم زنده به خوبی بر ما مکشوف می گرددکه عبارت است از نمو ذرات غذائی و نموسلولی که دائماً در بدن ما این فعل و انفعال در کار و این نمو در جریان باشد ولی از دانستن موضوع نمو سلول چگونگی ایجاد حیات و تبدیل غذا یافتنبه جسم زنده بر ما مکشوف نخواهد شد وقتی که ما با یک میکروسکوپ قوی مرکز سلولها را مورد توجه و امتحان قرار دهیم خواهیم دید که دو جریان مختلف یا دو عمل و عکس العمل متباین در کار است، یعنی یک جریانی که در خارج به مرکز سلول متوجه است و یک جریان هم بالعکس از مرکز سلول به خارج دارد آنکه از خارج جریان دارد عمل تغذیه و آنکه از مرکز سلول به خارج جریان دارد آن حیات و زندگانی است که در یک مدت غیر قابل تصوری آن هم در یک ذره غیر قابل احساس مانند سلول چون برق لامع با یک فعل و انفعال اسرار انگیز شیمیایی یک ذره کثیف و چرکین غذا قبول حیاتی شیرین می کند یا مبدل به حیاتی نازنین می شود اما این عجائب چگونه به وقوع پیوست و این آثار مؤثرش کجا بود و متکی به کدام علت مادی و واحد جسمی می شود؟ این چیزها که تماماً در عوالم سیر دارند که سراسر آن ابعاد هندسی است تمام زیر و زبر آن طول-عرض و عمق است پس چگونه یک دفعه به یک چشم به هم زدن مقابل چشم ما داخل بعد چهارم می شود اثر را آشکار می سازد اما مؤثر آن را پنهان کرد در حقیقت مثل این است که در میان یک ذره برای سلول یک چاه عمیق بی ته همیشه خاک را مبدل به حیات تابناک کند و معلوم نشود چگونه می شود، چشمه جاری است که سرچشمه آن را هیچ یک از ابناء بشر تا حال ندیده است! نهری استکه چشمه ندارد بارانی است که سحاب ندارد و سراسر آن وجود را احاطه کرده ولی از هیچ جا موجود نشده باشد. آن وقت همین قسم هم موضوع اسرار انگیز کند لینی را باید تصویر نمود که قبل از حرکت و بیداری خود در دریایسه بعدی غرق بود و یک دفعه چون برق غرید و داخل بعد چهارم شد و ما ناچاریم که یک عوالم وجدانی و جهان نفس هم که ورای نقل و ادراک ما است و آنجا ابعاد ثلاثه نیست قائل باشیم و بگوئیم کند لینی داخل بعد چهارم یا وارد عوالم وجدان و ملکوت اعلای انسان گردید داخل عالمی شد که از حواس و ادراکات ما خارج و منزه است یامافوق آن واقع است و ما با وسایل مادیو قوای علمی و حسی خود تاکنون عوالم بی انتهای پایان نفس را نتوانسته ایمدرک کنیم و ناچار شده ایم تا آن را بعد چهارم بنمائیم. این که سابقاً هم به بعضی از مراکز روشن ضمیری دارای مواد روحیه نجمی هستند به اعتبار همین آثاری است که خارج از حدود ادارک ما از آنها ظاهر می گرد.
نوشته شده در یکشنبه 25 تیر 1391 ساعت 05:17 ب.ظ توسط setareh javdane نظرات | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ